اخبار سبز 2فانی
نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی
یک پیروزی دیگه برای سبز ها سر خط خبر ها: حمله ی لباس شخصی ها به مهدی کروبی . شکسته شدن سر دو تن از محافظان کروبی . خیابا نهای منتهی به هفته تیر سبز شدن . ایرنا : حدود ۲۰۰ نفر از اغتشاش گران شعار مرگ بر روسیه میدادند! اعتراض ها در شهر ها ی اردبیل / اهواز / اصفهان / شیراز/ تبریز/ نیشابور/ زاهدان/ کرج/قزوین/شهرکرد/آبادان / رشت / ساری / و... بسیار شدید بود واقعا از همه ممنون که خیابونارو سبز کردن . منم که رفته بودم تهران همه چیزو دیدم . با اینکه حکومت نظامی بود و به شدت مردم رو میزدن ضربه ی بدی به حکومت وارد شد . من و پسر خالم ساعت ۸ از خونه که پایین میدون انقلاب بود به سمت هفته تیر حرکت کردیم . میدون انقلاب و خیابون انقلاب پر از یگان و پلیس باورتون نمیشه که چه قدر پلیس بود . تمامی اتوبوس ها برای جابجایی ماموران استفاده میشد . تا اینکه به میدون فردوسی رسیدیم . اونجا هم پر بود از یگان . خلاصه ساعت ۹:۲۶ دقیقه مبایلا شد جا کبریتی .(قطع شدن) جمعیتی که در خیابان ولیعصر و خیابانها ی منتهی به هفته تیر بود بالای ۱ میلیون نفر بود ولی با حمله ی نیرو های لباس شخصی مواجه شدن جناب آقای کروبی که درود خدا بر ایشان در ساعت ۱۱ در میدان هفت تیر حاضر شدن که با حمله ی لباس شخصی ها مواجه شدن . کروبی مثل شیر میومد جلو و مردم پشت سر ایشان با شعارهای . کروبی زنده باد موسوی پاینده باد و کروبی باغیرت برس به داد ملت / کروبی بت شکن بت بزر گو بشکن حرکت میکردن و در گیری مردم با پلیس شدت گرفت تمامی خیابان ها به سمت هفته تیر سبز شده بود . و درگیری بسیار شدید بود با حمله ی لباس شخصی ها شعار هابه شعار ها ی رادیکال تبدیل شد . جنبش سبز دوباره پیروز شد همین که شهر غیر عادی بود نشانه از وحشت حکومت بود من خوبم . ولی ۳ بار باتوم برقی خورد تو کمرم . ولی جانم فدای ایران آخرین اخبار: بیانیه ی ۱۴ موسوی: دعوت میر حسین موسوی و کروبی برای شرکت در راهپیمایی ۱۳ آبان ( ایشان سکوت را در تظاهرات ۱۳ آبان جائز نمی دانند ) مسیر ها از تلوزیون دولتی اعلام میشه . فقط ۳ روز تا آزادی باقیست . هشدار سپاه برای معترضان محمود وحید نیا بعد از ۲۴ ساعت آزاد شد . پیش بینی تضاهرات میلیونی در تهران . سر خط خبرها : ۱ـ دانشگاه بین المللی قزوین سبز شد ۲ـ تبلیغ برای ۱۳ آبان سبز در شهرکرد و آبادان . ۳ـ عبدالله عبدالله از دور دوم انتخابات کناره گیری کرد ۴ـ در یکی از مدارس تهران برای رای گیری شورای دانش آموزی از بین ۵۹۵ برگه ۴۸۹ برگه به میر حسین موسوی رای دادند . طرح ماندن در خیابان ها به روز ۱۳ آبان چیزی نمونده ..... لطفا بخوانید ..... آزادی نزدیکه .... چگونه تحصن را آغاز کنیم؟ ما در تظاهرات 13 آبان بین ساعت 30 :10 تا 12:30 به اوج جمعیتی می رسیم و در خیابانی که در آن در حرکتیم با در نظر گرفتن اینکه شرایط برای نشستن مساعد است یا نه( یعنی در کمترین حالت متصور جمعیتمون بالای 5 یا 10 هزار نفر باشد) در یک اقدام هماهنگ و متحد با هم در دسته های 50 تا 100 تایی گرداگرد یکدیگر در وسط خیابان و پیاده روها خواهیم نشست (هر دسته باید یک لیدر و جیک جانشین لیدر انتخاب کند که این دو باید جوان و قوی باشد . ) و سکوت خواهیم کرد ، سکوت برای اینکه بهانه برای سرکوب ندهیم . (برای هماهنگ و متحد شدن مردم می توان از پا کوبیدن استفاده کرد ؛ فرض کنید مثل همیشه چند هزار نفر دارند دور یک میدان می چرخند یا در یک خیابان راه می روند و چند نفر همزمان شروع به کوبیدن محکم پاها به زمین در حال راه رفتن می کنند و بلافاصله پس از آن مردم به صورت زنجیره واشر همین کار را تکرار می کنند ؛ در عرض کمتر از یک دقیقه صدای پاها همچون رژه ارتش در فضا طنین انداز می شود و مردم سریع در کنار یکدیگر جمع می شوند و هسته اولیه شکل می گیرد؛ این اتحاد سریع و همچنین ترسی که این صدای کوبیدن پاها به جان و روان نیروهای سرکوبگر می اندازد توانایی هرکونه عکس العملی را در مقابل این تجمع تا چند دقیقه سلب می کند .) به امید پیروزی آخرین اخبار از رسانه ها ی رسمی در مورد ۱۳ آبان ...... مشاور آقای میر حسین موسوی از درخواست میر حسین موسوی برای مجوز تظاهرات روز 13 آبان خبر داد کروبی و موسوی ۶ آبان ...... ۱۳ آبان تنهایتان نمیگذاریم ..... فرمانده ی بسیج : ما توان مقابله با موج مردمی در ۱۳ آبان را نداریم . هشدار سپاه و رهبر برای تجمع مخالفان در 13 آبان : درخواست موسوی از هواداران : پرهیز از شعارهای رادیکال. طرح ماندن در خیابان ها : 1 – تعدد افراد و مردم شرکت کننده در آغاز این حرکت برای ایجاد هسته اولیه میبایست بالای بیست هزار نفر باشد یا در نیم ساعت و یک ساعت اول که نیروهای امنیتی خود را به آن محل میرسانند به بیست هزار نفر برسد 2 – مردم باید بنشینند و پس از ایجاد هسته اولیه با اتحاد آن را حتی پس از شلیک گاز اشک آور . تهدید بلندگوها . زدن باتوم روی سپرها برای ایجاد فضای رعب و وحشت توسط پلیس ضد شورش و حتی شلیک هوایی توسط نیروهای امنیتی و پلیس حفظ کنند 3 – حضور بانوان بخصوص زنان مسن در صف های جلو و نزدیک به صف نیروهای ضد شورش و امنیتی بسیار مهم است . 4 – ( ایجاد ترافیک و راه بندان مصنوعی ) در صورت تشکیل هسته قدرتمند که ممکن است پس از 5 یا 10 ساعت تعداد مردم از یک میلیون نفر هم گذر کند / حفظ و مدیریت این هسته در 24 ساعت شبانه روز بسیار مهم است . با گل میآییم اخبار حضور کروبی : خبر گذاری دولتی : هزاران نفر با شعار مرگ بر منافق کروبی را بیرون کردند اخبار صحیح: هزاران نفر با شعار (کروبی زنده باد موسوی پاینده باد) از او استقبال کردند. از این به بعد وبلاگ نیما۲فان سبز میشه آخرین اخبار در این وبلاگ ...... اطلاع رسانی این وبلاگ قصد توهین به کسی رو نداره و فقط جهت اطلاع رسانی آپ میشه.... ۱۳ آبان روز سبز امروز اومدم یه سری اخبار بهتون بدم همه میدونن که روز قدس امسال با سال ها ی پیش فرق داشت تو تهران همه سبز بودن . منروز قدس تهران بودم . خیلی خوب بود اصلا فکرشو نمیکردم که این جمعیت ...... خیابان ولیعصر / کریم خان / بهبودی / میدان تجریش / میدان ازادی و خیابان آزادی تو تصرف سبزها بود جمعیت میلیونی بود . همه شعار میدادن نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران .... فلسطینو رها کنید فکری به حال ما کنید ...و غیره و غیره .... تلوزیون ایران میگه ده ها نفر عرازل و اوباش ..... متاسفم براشون . عکساشو میزارم عرازل و ببینید بعد گفتن جنبش سبز تموم شد ....تا اینکه شروع دانشگاها با تظاهرات آغاز شد . بعد دربی استقلال پرسپولیس...... کسی نگفت چرا امسال تو دربی حتی یه دونه شیشه نشکست .هااااااااا؟ چون همه متحد بودن . دیدید که از تلوزیون ایران تبانی تبانی .... یا حسین میر حسین.....فوتبال با سیاست نمیخایم نمیخایم .....و............ حالا برنامه ی بعدی ۱۳ آبان هست . روز سبز..... روزی که میآیم بیرون ...... مصالمت آمیز ..بدون درگیری ..... خواهشن وب هارو آپ کنید برای ۱۳ آبان ..... به امید دیدار در ۱۳ آبان .......... در سراسر کشور........ عکسای خس و خاشاکو داشته باشید.... ............................................................. ............................................................. ما با هم بودیم .... میمونیم .... خواهیم ماند...... نامه ای به عشقم سلام ماه من.... وقتی دارم این نامه رو مینویسم چشمام پر از اشکه یه دختر تنها بودی منم یه پسر تنها . با هم آشنا شدیم و به هم وابسته ... طوری که تو شدی عشق منو منم شدم عاشق تو .... همدیگرو دوست داشتیمو برای هم میمردیم . با هم بیرون میرفتیم کلی میخندیدیم.اول اس ام اس هامون عزیزم و گلم بود یادش بخیر..... درسته الان با هم هستیم ولی رابطمون تیره شده.... تو هنوز تو قلب من هستی حتی اگه دوستم نداشته باشی . من برات میمیرم پس ازم جدا نشوووووووو.... من نمیزارم کسی مارو از هم جدا کنه..... بیا از اول شروع کنیم مثل اون وقتا . منتظرت هستم... من تورو با هیچ کس دیگه عوض نمیکنم.... من برگشتم یه عالمه دلم براتون تنگ شده بود داشتم میمردم دیگه راستش مسافرت زیاد خوش نگذشت اصلا حال نکردم بیخیال مهم اینه که الان پیش شما هستم راستش یه نمه دلم گرفته میخوام دیگه داد بزنم این مدت خیلی تنها بودم آخه بابا مامی باهام نبودن البته همیشه یکی باهام بود اگه گفتیییییییین؟ خددددداااااااااااااااااا که خیلی دوستش دارم .بچه ها شماها نماز میخونید ؟ واااااااااااااااااای دروغ نگیدااااا!!!!!! حالا بی شوخی میگم بچه هر وقت دلتون میگیره نماز بخونید . من همیشه نمازمو میخونم البته همیشه که نه (نماز صبح رو میگم) آخه خوابم میاد ولی قضاشو میخونم . میدونم دیگه الان بعضی از دوستان میگن ای بابا این پسر مذهبیه ولی نه خدا به مذهب ربطی نداره من موام که ماشالا فشن که چه عرض کنم ..... پارتی و از این چیزارو میرم ولی نمازم رو هم میخونم. شماها هم پارتیتونو برید هم نمازتونو بخونید . پس دوستان یه کم فکر کنن به این نتیجه میرسن که نماز باید بخونن . زیاد حرفیدیم . مواظب خودتون باشید. من هستم بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس ماچ ماچ بچه ها من یه مدت نیستم دارم میرم مسافرت ناراحت شدین ؟؟ بیخیال از اونجا میرم کافی میام پیشتون دلم خیلی براتون تنگ میشه میخوام اسم بهترین دوستامو بگم اولیش نسرین که همیشه پیشم میاد پرستش جون جونی که که لطف دارن به من (اسمش خیلی قشنگه) پارمیدا جون.آناهیتا.مینا خانوم 2000.فاطیما خانوم. نگین جووووووووون /نانا/ دوسش دارم نازنین جوووووووون که همتون میشناسینش (فریاد عشق) هستی.سارا ایول.آرزو جون. نگار جون که من واقعا ازش معذرت میخوام چون نرفتم پیشش وااااااااااااااااااای خواهرم یادم رفت سایناااااااااا خیلی گله مینا خانوم بازاری.لیلی که همیشه میاد پیشم سارا بی کسی خیلی باهاله و نیلوفر جون.الهه ناز و پگاه جون که خیلی دلم براشون تنگ شده آقا علیرضا. واخ یه دقیقه ساکت وای چه سکوتی میدونید اسم کی رو میخوام بیارم دختر عموی گلم سحر که خیلی دوستش دارم باز هم به یاد ندا ..... مواظب خودتون باشیداااااا اگه اسم کسی رو یادم رفت بگم ببخشید به خدا الان خیلی سرم درد میکنه ولی دلم نیومد بدون خداحافظی برم خیلی دوستون دارم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس این هم شعر خودمه ساقه شکستن قانون طوفان است................................................ ...................................................تو نسیم باشو نوازش کن الهی قربون همتون بشم . سلام دوستان من اصلا حالم خوب نیست دیدی خواهرمون به چه آسونی از این دنیا رفت ندااااااااااااااااااااااااااااااا جون چه زود رفتی خواهر گلم ندا جون از یه طرف ناراحتم که تو دیگه پیش ما نیستی از یه طرف هم خوشحالم که رفتی پیش خدا جون تو بهشت بچه ها خداییش به جون هرکی دوست دارین همین الان یه فاطحه برای شادی روحش بفرستید ندا جوووووون خیلی دووووووووووووووووست داریم ندااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم نمیاد بگم خدا بیامرزتش ندا همیشه زندست تو قلب برادراش و خواهراش آجی جون دوستتتتتتتتت دارررررررررررررررررررم حالتون چطوره ؟ دلم برای همتون یه ذره شده بود خوب اومدم یه کم وبو خودمونی بکنم چون خودتون گفتین دیگه... یه کی از شماها که دختره (دختره.....؟؟؟؟!!!!!) اومده میگه عکسمو بذارم . باشه میزارم وااااااااای اینقدر دلم گرفته . حوصلم سر رفته (کسی کفگیر نداره!!!!!!!!!!!!!!!!) آخه یه عروسی داریم ۱۸همین ماه منم که بلند شم دیگه نمیشینم تا آخرش باید رو سن باشم چیه بهم نمییاد؟ منم به بابا گیر دادم بریم شمال ولی میگه نه بعد عروسی.... واااااااای گفتم شمال من عاشق آهنگ های شمالی ام بووووووشووووو بووووشوووو تورو نخوام....سیاهی تورو نخوام...... میبینم که شما هم خرشت سبزی.... ایول . تمام دنیا یک طرف .... خرشت سبزی هم یک طرف عزیزم عززززززززززززیزم خدا بیامرزدش مهستی رو راستی بچه ها آلبوم جدید هایده رو شنیدید ؟؟ (آلبوم جدید؟؟؟؟؟!!!!...) بی خیال منم نشنیدم . آخه هایده ۱۷ ساله که مرده....!!!!!!!!! خوب حالا یه کم از شما تعریف کنم.... این نگین خانوم اومده پیشم میگه : نیما جون چون میدونم خورشت سبزی دوست داری دیگه اسم خورشت سبزی رو نمی یارم !!!! نه تورو خدا بیا جلوی من دو سه پرس هم بخور بد بگو نمی گم!!!!!!!!!! این نسرین هم که واقعا خطرناکه....برو تو کف شجاعت دختر عمویه گلم که اسمش سحره که وقتی اسمشو میاری دنیا ساکت میشه. واااااااااااخ ندا جون دیدید چه جوری مرد ... تو این مدت دختر پسرها مثل خواهر برادر بودن . شادی روح ندا جون یه فاتحه بخون همین الان. با معرفت بخون..... خدا رحمتش کنه....دنیا همینه دیگه.....خوش به حالش رفت پیش خداجون.... باورتون میشه من به خاطرش گریه کردم. خوب یه مورد هست که باید بگم بعضی از شما ها حتی یه مشخصات کوچیک هم از خودتون تو وباتون نذاشتین!!! رفتم تو وب یکی بهش میگم سلام گوگولی وبت قشنگه ... بعد فهمیدم یارو ۵۰ سالشه!!!!!!!!!!!!!!!! چرا میخندید راست میگم دیگه.... زیاد حرف زدیم .... دو سه روز دیگه میام . مواظب خودتون باشین . بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس بای بای سلام میدونم چند وقت نبودم ببخشید آخه امتحان دارم ولی الان با چند داستان قشنگ برگشتم عشق به این میگن مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
دوستای گلم هرگز به دنبال کسی نباشید که بتونید باهاش زندگی کنید!! به دنبال کسی باشید : که نتونید بدون اون زندگی کنید.
من زیبا ترین فکر من است فکر من رویای با تو بودن است امروز می خوام درباره ی زندگی دو خط موازی براتون بگم که خیلی قشنگه اونایی که دو خط موازی زاییده شدند..... دو خط موازی زاییده شدند . پسرکی در کلاس درس آنها را رسم کرد .آن وقت دو خط موازی چشمانشان به هم افتاد.و در همان یک نگاه قلبشان تپید.و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند خط اولی گفت:ما میتوانیم زندگی خوبی در کنار هم داشته باشیم . خط دومی از هیجان لرزید . خط اولی گفت : من روزها کار میکنم . میروم خط کنار یک جاده می شوم . خط دومی گفت : من هم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ می شوم یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک خلوت . خط اولی گفت:چه شغل شاعرانه ای . ما حتما زندگی خوشی خواهیم داشت در همین لحظه معلم فریاد زد که دو خط موازی هرگز به هم نمیرسند و بچه ها تکرار کردند : دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند . دو خط موازی لرزیدند به همدیگر نگاه کردند و خط دومی پقی زد زیر گریه . خط اولی گفت:نه این امکان ندارد . حتما یک راهی وجود دارد . خط دومی گفت :شنیدی که چی گفتند هیچ راهی وجود ندارد . ما هیچ وقت به هم نمی رسیم و دوباره زد زیر گریه خط اولی گفت : نباید نا امید شد . ما از این صفحه ی کاغذ خارج میشویم و دنیا را زیر پا میگذاریم . بالاخره کسی پیدا میشه که مارو به هم برسونه . خط دومی آرام گرفت . دو خط از صفحه خارج شدند . از زیر در کلاس گذشتند و وارد حیاط شدند و سفرشان آغاز شد . آنها از دشت ها گذشتند...از صحراهای سوزان...از دره های عمیق...از دریاها...از شهرهای شلوغ....... سالها گذشت ... آنها دانشمندان زیادی را ملاقات کردند . ریاضیدان گفت : این محال است هیچ فرمولی شما رو به هم نمی رسونه . شما همه چیز را خراب خواهید کرد . فیزیک دان گفت : بگذارید از همین الان نا امیدتان کنم . اگر می شد قوانین طبیعت را به هم زد دیگر دانشی به نام فیزیک وجود نداشت.پزشک گفت:کاری از من ساخته نیست دردتان درمان ندارد.شیمیدان گفت:شما دو عنصر غیر قابل ترکیب هستید.اگر با هم ترکیب شوید تمام مواد خواص خود را از دست میدهند . ستارهشناس گفت:اگر شما به هم برسید جهان نابود خواهد شد . سیارات از مدارخارج می شوند.کرات با هم تصادف میکنند.همه گفتند که شما به هم نمی رسید . خط اولی گفت این بی معنی است که ما به هم برسیم خط دومی گفت راست میگی منم همین فکرو میکنم . یک روز به یک دشت رسیدند که یک نقاش در میان سبزه ها ایستاده بود . خط اولی گفت:بیا وارد آن بوم شویم . خط دومی گفت باشه . آنها وارد بوم شدند . روی دست نقاش رفتند و بعد روی قلمش . نقاش فکری کرد و بعد قلمش را حرکت داد . آنها دو ریل قطار شدند که از دشتی می گذشت و انجا که خورشید سرخ آرام آرام پایین می رفت سر دو خط عاشقانه به هم رسید دوستای عزیزم از وب خواهر گلم ساینا جون بازدید کنید جهان را برساخته اند از : هر کسی را دوست داری او تو را دوست نمی دارد . و هر کس تو را دوست می دارد تو او را دوست نمی داری . و هر گاه کسی تو را دوست می دارد و تو نیز او را دوست می داری به رسم آیین و تقدیر و زمانه به هم نمی رسید . هنوز.. ز چشمت اگر چه دورم هنوز.............پر از اوج و عشق و غرورم هنوز اگر غصه بارید از ماه و سال..............به یاد گذشته صبورم هنوز شکستند اگر قاب یاد مرا.................دل شیشه دارم بلورم هنوز اگر جنگ با زندگی ساده نیست. ..در این عرصه مردی جسورم هنوز اگر کوک ماهور با ما نساخت.............پر از نغمه پک و شورم هنوز قبول است عمر خوشی ها کم اس ....ولی با توام پس صبورم هنوز از این وب هم که ماله بهترین دوستمه بازدید کنید و نظر قشنگتونو بگین باران خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره... به کسی توجه نمی کنه... از کسی خجالت نمیکشه... می باره و می باره... اینقدر می باره تا آبی بشه... آفتابی بشه... کاش می شد که آسمون بود... کاش می شد وقتی دلت میگرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده... انگار نه انگار که غمی بوده... همه چیز فراموشت بشه... ای کاش......!!!!



با شروع تحصن در خیابان مطمئن باشید که ماموران رژیم تمامی خیابانهای منتهی به محل تحصن را خواهند بست و از پیوستن دیگران جلوگیری خواهند کرد که با این اقدامات می توان از این کار جلوگیری کرد:
1- طویل بودن صف مردم و منتهی شدن آن به خیابانهای اصلی و ایجاد اختلال در مستقر شدن نیروهای رژیم
2- ایده ایجاد ترافیک مصنوعی توسط صاحبان اتومبیل و یا حتی تصادفهای ساختگی برای جلوگیری از نقل و انتقال نیروهای سرکوبگر (بدون بوق زدن) حتی اگر شد در اتومبیلهای خود به بهانه اینکه در ترافیک گیر کرده اند شب را سپری کنند .
در صورت اقدامات خشونت آمیز با متحصنین چه کنیم؟نیروهای سرکوبگر قطعا با خشونت زیاد و پرتاب گازهای اشک آور به میان جمعیت قصد برهم زدن تحصن را دارند که ما باید این کارها را برای مقابله انجام دهیم:
1- دسته های تشکیل شده باید با حفظ خونسردی و بدون هراس بر اساس تشخیص و دستور لیدر خود جابجایی های موقتی و چند متری انجام دهند برای در امان ماندن از گازهای اشک آور.
2- یادتون باشه که ما در صورت برخورد خشن باید برای حفظ هسته اولیه تحصن ، یک خیابان چند صد متری را به تسخیر خودمون درآوریم و در ابتدا و انتهای آن سنگر بسازیم و از ورود نیروها به آن خیابان تا چند ساعت جلوگیری کنیم این دیگر یک مبارزه است (مبارزه مسالمت آمیز ما نباید منجر به ضعف و کشته دادن ما و شکست تحصن شود.)
3- در صورت شکسته شدن سدهای دفاعی و سنگرها در ابتدا و انتهای خیابان باید تمامی تظاهر کنندگان مثل یک تن واحد عمل کنند و حمله سرکوبگران را با دفاع جمعی خود پاسخ دهند . دسته های 50 تا 100 نفری در صورت حمله سرکوبگران به هر یک از اعضای گروه با تشخیص و دستور لیدر خود به آن ها حمله کرده و اجازه دستگیری یا خشونت علیه هیچیک از اعضای گروه را به سرکوبگران ندهند و گروه ها باید به همدیگر کمک کنند.
این نکته از اهمیت اساسی برخوردار است که امنیت همه ما بستگی به اتحاد و یکپارچگی و از خود گذشتگی تک تک ما دارد. ( اگر بصورت سازمان یافته و متحد و براساس دستورات لیدرها با حفظ خونسردی در مقابل سرکوبگران قرار بگیریم مطمئن باشید در روز 13 آبان هیچکس دستگیر یا مجروح نخواهد شد.)
اگر توانستیم هسته ی اولیه تحصن را حفظ کنیم چه اتفاقی در پیش روی ما است؟
در صورت حفظ هسته ی اولیه تحصن برای چند ساعت از خیابانهای اطراف جمعیت میلیونی به آنها خواهد پیوست ثانیاٌ وقتی کسانی که در خانه و ادارات و جاهای دیگر هستند بشنوند که این هسته جمعیتی مردمی مثلا در فلان محل شکل گرفته با اطلاعاتی که قبلا از طریق اطلاع رسانی( که ما در این روزها مشغول آن هستیم ) گرفته اند مطمئنا به جمعیت می پیوندند . اضافه شدن مردم به محض اطلاع از خیابانهای اطراف مانند رودخانه ای که از پشت سد راه گریز پیدا کرده شدت خواهد گرفت و به مردم نشسته در خیابان ملحق خواهند شد ؛ حتی سیل جمعیت از شهرهای اطراف تهران و شهرهای دیگر به سمت این جمعیت نشسته روانه خواهد شد. برای تسریع در این امر اطلاع رسانی لحظه به لحظه لازم است؛ کسانی که در تحصن شرکت کرده اند باید با موبایل هایشان اگر قطع نباشد اس ام اس بزنند و تلفن کنند به افراد دیگر و از آن ها بخواهند که به ایشان بپیوندند و افراد دیگر باید سریعا اطلاع رسانی اینترنتی را شروع کنند و فیلم ها و عکس ها را بفرستند وی اینترنت تا رادیوها و تلویزیونهای بین المللی این موضوع را اعلام کنند و بعد هم شبکه های فارسی در خارج از ایران و آن وقت دیگر همه چیز برای نظام از دست رفته تلقی می شود.
در ضمن در روز نخست حرکت کارمندان و کسانی که نمیخواهند به کارشان لطمه ای وارد شود در عصر و ساعت پایانی شب ملحق شوند.
توجه کنیدکه خیابان انقلاب و خیابانهای منتهی به دانشگاه تهران به دلیل برگزاری نماز جمعه حتما باید در حیطه تحصن مردم باشد .
بعد از پیوستن مردم تعداد دسته ها بیشتر و به جای ده ها نفر ، هزاران نفر در هر دسته جای می گیرند که هر دسته یک لیدر دارد و یک جانشین لیدر.
چرا باید دسته تشکیل دهیم؟ایجاد دسته ها علاوه بر این که امکان مقابله با سرکوب و خشونت را به ما می دهد ، اسکان و تنظیم زمان استراحت را هم آسانتر می کند به طوری که دسته ها باید ساعت استراحت و بیداری شان متمایز از یکدیگر برای دفاع از کل جمعیت باشد یعنی حتی در نیمه شب هم دسته هایی از مردم بیدار باشند. لیدرها امر جابجایی و اسکان مردم در دسته ها را به عهده می گیرند و تنظیم زمان استراحت دسته ها با آن ها است.
چه کسانی رهبر تحصن و اعلام کننده خواسته های آن باشند؟ چه چیزی را بخواهیم و چگونه اعلام کنیم؟
1- انتخاب رهبر اصلی: قبلا گفته شد که دسته های 50 تا صد نفری تشکیل بدهیم که بعد از پیوستن مردم تعداد دسته ها بیشتر و به جای ده ها نفر ، هزاران نفر در هر دسته جای می گیرند و هر دسته یک لیدر و یک جانشین لیدر دارد ؛ حال نوبت آن است که رهبر و سخنگوی حرکت تحصن اعلام شود که این کار با مشورت لیدرها و انتخاب یک فرد از بین کاندیداها باید انجام شود.
2-بیان خواسته هایمان: برای این کار چند راه وجود دارد:
i) نوشتن خواسته هایمان روی پارچه نوشته ها و پلاکاردها و در دست گرفتن آن ها
ii) ضبط یک فایل ویدئویی از سخنگوی حرکت (با ماسک باید باشد)که خواسته متحصنین را اعلام می کند و پخش آن در اینترنت تا در شبکه های بین المللی به نمایش درآید.
1- چه بخواهیم: ببینید این که ما باید چه چیزی را به عنوان خواسته مان مطرح کنیم بستگی به وسعت و گستردگی حرکت ما در این روز دارد ؛ هرچه این حرکت عظیم تر باشد خواسته ما می تواتد بزرگتر باشد ولی حرکت ما اگر هم ناموفق پیش برود و به آن گستردگی مطلوب نباشد حداقل خواسته ما باید لغو حکم اعدام برای پنج تن از معترضین به نتیجه انتخابات و همچنین آزادی تمامی زندانیان سیاسی که پس از انتخابات دستگیر شده اند و عدم پیگرد افرادی چون بابک داد (روزنامه نگار و وبلاگ نویس) باشد.
در روز 13 آبان چه چیزی به همراه داشته باشیم؟
1- کسانی که در این حماسه شرکت میکنند باید حداقل احتیاجاتشان از قبیل آب و غذا(بیسکوییت و …)
را برای مدت 72 ساعت و پتو و لباس های گرم با خود داشته باشند یا این توان را برای مقابله با چنین وضعیتی
داشته باشند و یا از طرق دیگری توسط مردم تامین شوند .
1- حمل نمادها و پارچه های سفید همراه با رنگ سبز همیشگی تا نشان بدهیم که جنبش سبز ایرانیان صلح طلب و مخالف جنگ و خونریزی است.
2- حمل پلاکاردها ، بنرها و پارچه نوشته های شعارهای جنبش سبز و علی الخصوص به زبان انگلیسی هم چنین معرفی نخستین حرکت هدفمند جنبش سبز یعنی تحصن سبز برای ایران (green refuge for Iran )
3- ماسک های تنفسی (آغشته به سرکه) و قطره اشک مصنوعی و آب سرد( به تعداد زیاد) برای مقابله با گاز اشک آور .
اگر نظر یا پیشنهادی دارید برای ما بفرستید





![]()



ندا جون یاد تو همیشه تو قلب های ما هست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود.















عاشقن حتما بخوانند 




و این رنج است.......



![]()
![]()
![]()
![]()

| :قالبساز: :بهاربیست: |

